اهورا کــوچـولوی مــن

روزهای زندگی پسرم اهـــورا

نمی دانم!!!!!!!!!!

نمی دانم... در آستانه ی تولد کودکی هستم که نمیدانم مرا از خودم دور می کند یا به خودم نزدیک تر... قلب کوچکی درون من شروع به تپیدن کرده که نمی دانم بعد از متولد شدن در مواجهه با دنیای اطرافش پر از کینه خواهد بود یا سرشار از مهر... نمی دانم کدام تپشش در کجای این جهان بزرگ و در چه زمانی به عاشقانه ها دعوتش خواهد کرد و آیا مرا در تک تک تپش هایش به یاد خواهد داشت؟؟!! دست های کوچکی درونم رشد می کند که نمی دانم تا کدام صفحه ی زندگیم دست مرا خواهند گرفت و آیا می شود در لابلای انگشت هایش نشانی از نوازش هایم را دید؟؟!! نمی دانم پاهای کوچکی که در درونم قد می کشند،قدم به کدام ج...
15 ارديبهشت 1392

این روزها

این روزها سخت عاشقم ... عاشق خانه ام،همخانه ام... و نازنینی که تا چند ماه دیگر مهمان خانه مان می شود... این روزها سخت عاشقم ... عاشق لحظه های ناب زندگی ام که این روزها تک تک لحظه های زندگی ام ناب ناب است!!! این روزها شاه بیت غزل هایم کودکی است که نفس نفس انتظار آمدنش را می کشم... این روزها به لحظه های دو نفره مان ،گرد نقره ای می پاشیم. این روزها عاشقم ... عاشق همین چند صباحی که از دو نفره بودنمان باقی مانده... این روزها آغوشمان را صیقل می دهیم برای حضور فرشته ای که پاک است... این رو...
6 ارديبهشت 1392

فرشته من...

پسر کوچولوی مامان فرشته ی نازم... خدا هر  روز از آسمون برا آدما فرشته می فرسته... چشمم به آسمونه... آخه فرشته ی منم تو راهه!!!   ...
5 ارديبهشت 1392

برای مادرم...

مادر مهربانم... چگونه می توانم جبران آن همه عشقی را بکنم که بی دریغ به پایم ریختی؟؟!!! از لذت های زندگی ات گذشتی ،برای من!!! تا بزرگ و بالنده شوم!!! ولی من... به محض بزرگ شدن رهایت کردم و راهی زندگی جدید شدم... دست هایت را بوسه باران می کنم و بدان که همیشه وجودم سرشار از یاد توست... باش مادر... تا امید زندگی در من نمیرد... ...
4 ارديبهشت 1392

مادرانه ای برای پسرم

خدا را هزاران بار شکر می گویم که دامنم از وجود گلی زیبا سبز است و خداوند من را لایق نام مادر دانسته... پسرم ؛با آمدن تو حس مادری را فهمیدم... حالا دیگر بهشت را می شناسم!!! مادر بودن بهشتی است بی انتها... پسرکم؛ به من تکیه کن و دست در دستانم بگذار ... و از هیاهوی این دنیا نترس که من، مادرت ،تا نفس دارم کنارت هستم... و خدایی بالای سر ماست که همیشه مراقب است و ناظر... ...
3 ارديبهشت 1392

خدایا...

خدایا... به تو نیاز داریم... به تویی که وقتی در شکم مادر بودیم صورتمان را تصویر کردی ... تویی که آنجا هم لحظه ای روزیمان را قطع نکردی و با خون مادر سیرمان کردی... این را بزرگ تر که می شویم از یاد می بریم... تو یادمان بینداز که نیازمان تویی...   ...
2 ارديبهشت 1392

آغاز...

عاقبت در یک شب از شب های دورکودک من پا به دنیا می نهد آن زمان بر من خدای مهربان،نام شور انگیز مادر می نهد...     ...
1 ارديبهشت 1392