اهورا کــوچـولوی مــن

روزهای زندگی پسرم اهـــورا

ماه شب چهارده!!!!!!

ماه ِ 14 ماهه ی من !!! آسمان به ما حسودی میکند... چرا که فقط و فقط  شب چهاردهم هر ماه ، مهتاب چلچراغ آسمان میشود...  اما 14 ماه است که تو ،  آسمان دل ِما را چراغانی کرده ای ... پسرکم...عزیزکم... این روزها وقتی سن تو  را از من می پرسند ، کمی مکث میکنم : یک سال و .... 2 ماه ! از مکان و زمان عقب مانده ام ،  ولی دلخوشم به بودنت و خندیدنت ،  و شکرگزارم خالق بی همتای همیشه مهربانم را .   14 ماهگیت مبارک عزیزترین آفریده خدا...   اهورایم...!!! تو برای بزرگ شدن  می کوشی و من برای ن...
20 تير 1393

یه روز قشنگ تابستونی...

گل پسر خوشگلم... این روزا خیلی وروجک شدی!!!! دیگه تو خونه نمیشه نگهت داشت و همش باید به قول خودت بریم ( دَدَ ) اینم یه روز خیلی قشنگ که با عمه و مبینا رفتیم پارک...فضای سبز پارک خیلی کم بود و من زیاد از اونجا خوشم نیومد...ولی به شما خیلی خوش گذشت!!!!                 اهورایم... همه بازی های کودکی ات را دوست دارم...و هر روز حس بزرگ شدنت را با لذتی آمیخته با ترس ، لمس میکنم...نمی خواهم آرزو کنم ای کاش به اندازه آغوشم میماندی... چرا که من با هر تار موی تو که رشد میکند ، اوج میگیرم!!! ...
12 تير 1393

کلینیک خدا

امروز برام یه ایمیل رسید که من و خیلی تحت تاثیر خودش قرار داد... الآن هم که در ماه مبارک رمضان هستیم با خودم گفتم گذاشتن این پست خالی از لطف نیست...           به کلینیک خدا رفتم تا چکاپ همیشگی ام را انجام دهم، فهمیدم که بیمارم ... خدا فشار خونم را گرفت، معلوم شد که لطافتم پایین آمده. زمانی که دمای بدنم را سنجید، دماسنج 40 درجه اضطراب نشان داد. آزمایش ضربان قلب نشان داد که به چندین گذرگاه عشق نیاز دارم، تنهایی سرخرگ هایم را مسدود کرده بود ...  و آنها دیگر نمی توانستند به قلب خالی ام خون بر...
11 تير 1393
1