اهورا کــوچـولوی مــن

روزهای زندگی پسرم اهـــورا

سفر دو نفره!!!

1396/4/11 0:11
نویسنده : نرگس
37 بازدید
اشتراک گذاری

اهورا ی گلم...محبت

تابستون که میشه یعنی یه سفر طولانی به تویسرکان در پیشه...چشمکامسال هم مثل سالهای قبل ، قرار شد بریم پیش باباجون و مامان نسرین و یه مدت پیش شون باشیم. فقط این بار یه فرق داشت اونم این که من و تو بدون بابا باید می رفتیم و بعدا بابا خودش میومد دنبالمون. در ضمن این اولین سفر تو ، عزیز دل مامان با اتوبوس بود. 

لحظه ی رفتن و هیچ وقت فراموش نمی کنم ... تو چنان بغض کرده بودی که حتی نمی تونستی حرف بزنی ! بابا که بغلت کرد زدی زیر گریه و اونقدر گریه کردی که بابا مجبور شد همین طوری بدون برنامه با ما تو اتوبوس بشینه و بیاد تویسرکان.سکوت

بابا دو سه روز بعد برگشت آذرشهر ، و این بار تو با رضایت ازش خداحافظی کردی. من و تو هم 20 روزی موندیم و حسابی خوش گذروندیم. واقعا لحظاتی که با بابا و مامانم سر می کنم قشنگ ترین لحظه های زندگیم حساب میشن. آرام

 

تویسرکان

 

تویسرکان

 

تویسرکان

 

تویسرکان

 

تویسرکان

 

تویسرکان

 

تویسرکان

 

اینم مهدیه جون...دختر صمیمی ترین دوست مامان  که درست هم سن خودته و فقط یک ماه زودتر از شما به دنیا اومده !

 

تویسرکان

 

تویسرکان

 

تویسرکان

 

تویسرکان

 

تویسرکان

 

تویسرکان

 

تویسرکان

 

تویسرکان

 

خواستنت تمام شدنی نیست


خواستنی تر میشوی هر لحظه . . .!!!بوس

 

پسندها (0)
شما اولین هوادار باشید!
نظرات (0) مشاهده جعبه ارسال نظر
انصراف