اهورااهورا، تا این لحظه: 13 سال و 5 ماه و 11 روز سن داره

اهورا کــوچـولوی مــن

دوستت دارم اهورا،نه قابل مقایسه است ،نه قابل شمارش ... بی انتهاست!! تاوقتی هستم ، تا وقتی هستی ، هست به امتداد زندگی...

شب برفی...

پسرک عزیزم... اهورا... برفهای زمان ما یه چیز دیگه بود...اصلا یه جوری برف می بارید که نمی شد پامون و از خونه بذاریم بیرون ، تا جایی که چند سال زمستون بهمون تعطیلات زمستونی دادن.اون وقت بود که آدم برفی درست می کردیم ، سرسره های بلند درست می کردیم و لیز می خوردیم. همه می رفتن رو پشت بوما و برف سنگین روش و با پارو می ریختن تو کوچه...بخاری ها نفتی بود و باباها می رفتن از بشکه با تلمبه نفت می کشیدن و می ریختن تو بخاری تا خونه گرم شه ...شب نشینی شبای برفی هم نمی دونی چه کیفی داشت ، وقتی با دخترخاله ها و دختر دایی ها یه جا جمع می شدیم و ساعت ها بلند بلند می خندیدیم...قصه های مادربزرگ که تمومی نداشت و برگه های خیس شده زردآلو که ه...
14 بهمن 1395

تولد زمستانی مامان...

بهمن ، و 30 سالگی ای که فوتش کردم برای همیشه!!! و باز هم تویی که مثل همیشه برایم سنگ تمام می گذاری... نگاهت ، خنده ات ، جعبه ی شیرینی ات ، حالم را خوب می کند. و هدیه ای که پسرک زیبایمان به دستم می دهد ...! و می گوید ، " تولدت مبارک مامان نرگس " و من غرق در خوشبختی می شوم... امیــــــــــــــر من ؛ ممنون که می بینی ام ، می شنوی ام... ممنونم که اینقدر به فکر منی... چه بگویم ؟ که تو و اهورا برایم همه چیزید، همه چیز... همین که هستید و دوستم دارید ، بهترین است برایم... دوستتان دارم تا بی نهایت...   ...
12 بهمن 1395

تبریز گردی در یک جمعه ی زمستانی...

« مقبره الشعرا » مقبره الشعرا یکی از گورستان‌های تاریخی شهر تبریز است که در محله ی سرخاب واقع شده است و بیش از ۴۰۰ شاعر، عارف و رجال نامی ایران و کشورهای منطقه از ۸۰۰ سال پیش به ترتیب از حکیم اسدی طوسی تا استاد شهریار ، یکی پس از دیگری در اینجا به خاک سپرده شده‌اند.           « موزه قاجار تبریز » این موزه در محل خانهٔ امیر نظام گروسی و در  زمان پیشکاری وی در تبریز ساخته شده و در محلهٔ ششگلان قرار گرفته‌است. و یک نکته جالب در مورد این مرد بزرگ... در سال 1309 ه.ق در واقعه رژی وق...
8 بهمن 1395

مادر که باشی!

مادر که باشی باید دلی داشته باشی به وسعت دریا و سعه ی  صدری به گستردگی عالم....   مادر که باشی باید قوی باشی و توانمند، باید محکم باشی و استوار.....   باید دستانی داشته باشی پر توان. باید پنجه هایی داشته باشی پر زور تا وقتی کودک سنگینت را- که حالا دیگر بزرگ شده اما همچنان نیازمند آغوشت – در آغوش می گیری پنجه هایت چنان در هم محکم گره بخورند که او را ایمن نگه دارند و به او اطمینان بدهند که هرگز نخواهد افتاد..........   مادر که باشی باید آغوشت همیشه گشوده باشد حتی زمانی که خودت ناراحتی، خسته ای ،درد داری و حتی زمانی که خودت نیاز...
22 دی 1395

برف امسال...

دارد از آسمان برف مي آيد اگر حرفي داشته باشد آسمان همين است اين چيزهاي آسمان حرف ندارد بايد تماما نگاه شوي روي زاويه ها گوشه ها هندسه اي كه آب مي شود و مي پيوندد به دریا...   این هم از اولین برف امسال پسرکم...با تو دوست ندارم پشت پنجره بایستم و بارش برف را ببینم !!!باید به حیاط برویم و برف بازی کنیم ... باید برایت آدم برفی بسازم حتی اگر دست هایم یخ بزند و صورتم از سرما قرمز شود...باید شیطنت هایت را ببینم و خدا را شکر کنم برای داشتن تو ... می دانی اهورا ؛ برف با تو یک چیز دیگر است!   ...
21 آذر 1395

سفر خاطره انگیز...

پسر نازم اهورا...   برای 3 روز تعطیلات آذر ماه ( 28 و 29 صفر ) بابا برنامه ی ناگهانی سفر چید...اونم به سرعین  !!! با وجود نگرانی من به خاطر سرما و احتمال بارش برف ، اگه بگم این سفر خاطره انگیزترین سفر سه تامون تا الآن بود ، دروغ نگفتم. تو اون سرما ، آب گرم سرعین واقعا چسبید و گردش های شبانه مون تو خیابون باصفای این شهر کوچیک تو سرمای آذرماه لذت عجیبی داشت...خیلی خوش گذشت...خیلی...اینقدر که عکس گرفتن از تو رو تعطیل کردم و فقط از بودن کنار بابا و تو لذت بردم. پسرم یادت باشه خوشبختی واقعی ، تو همین چیزای به ظاهر کوچیکه...دلم می خواد خوشبخت زندگی کنی ، خوشبختی رو هر لحظه حس کنی، نه اینکه تمام عمر ، غافل از زیبا...
9 آذر 1395

یک مشت بوسه...

جان مني     از اين عزيزتر نمي شود...     جان مني و خوش به حالت     كه مادرت تو رامثل گوش ماهي هايي كه خودش كنار دريا كشف كرده ، دوست دارد.     برايت يك مشت بوسه ميفرستم...     باز هم هست از اين بوسه هاي عاشقانه برايت زياد كنار گذاشته ام !!!     عزيزكم با من نفس بكش...   ...
7 آذر 1395