اهورااهورا، تا این لحظه: 13 سال و 5 ماه و 8 روز سن داره

اهورا کــوچـولوی مــن

دوستت دارم اهورا،نه قابل مقایسه است ،نه قابل شمارش ... بی انتهاست!! تاوقتی هستم ، تا وقتی هستی ، هست به امتداد زندگی...

باز هم دلتنگی برای اهورا!!!!!!!!!!!

پسر نازنینم.. . هنوز 1 ماه نشده که از همدان برگشتیم...باز هم باباجون و مامان جون دلتنگت شدن!!!!!!!!!!اونقدر دلتنگ که برای بار چندم این مسافت 800 و چند کیلومتری رو به خاطر تو طی کردن و  اومدن به دیدنت... اینم هدیه های این دفعه:   اون قلک و می بینی پسرم؟؟؟؟ کم کم خودت بزرگ می شی و با پر کردن همین قلک معنی پس انداز و سرمایه گذاری رو یاد می گیری!!! فقط دلم می خواد آدمای محتاج و هیچ وقت فراموش نکنی عزیزم...و به هر بهانه ای روی لب هاشون لبخند بیاری!!!   اهورا جونم... جمعه همه با هم رفتیم شبستر...شهر قشنگی بود! اول تو یه پارک نهار خوردیم و بعدم شهرو گشتیم...  ...
24 شهريور 1392

پیشرفت های اهورا در ماهی که گذشت...

♥ توجهش به محیط اطراف خیلی زیادتر شده...     ♥ کمتر می خوابه و بیشتر بازی میکنه،بابا براش وسایل کمک آموزشی خریده     ♥ هر چی رو جلوی چشماش میگیریم سریع با دو تا دست میگیره و اولین کاری که می کنه فرو میکنه تو دهنش...     ♥ بعضی وقتا هم اسباب بازی هایی که توی دستشه پرتاب میکنه به اطراف!!! ♥ زبون شو زیاد از دهنش میاره بیرون!!!       ♥ صدای ملچ ملوچش تا هفت تا خونه اونور تر میره!!!!!!!!!!!!! ♥ دستاشو دور گردن عروسکاش حلقه می کنه.   ...
23 شهريور 1392

4 ماه با اهورای نازم...

کاش می دانستی؛ چشم هایم ز شکوفایی عشق تو فقط می خواند... کاش می دانستی؛ عشق من معجزه نیست!!!!!!!! عشق من رنگ حقیقت دارد!! اشک هایم به تمنای نگاه تو فقط می بارد... کاش می دانستی؛ ♥ تو فقط مال منی ♥ تو فقط مال همین قلب پر احساس منی... شب من با تو سحر خواهد شد... تو نمی دانی من، چقدر عشق تو را می خواهم!! تو صدا کن من را که پر از رویش یک یاس شوم!! تو بخوان تا همه احساس شوم. باز هم این همه عشق این همه عشق برای دل تو ناچیز است! آسمان را به زمین وصل کنم؟؟؟ یا زمین را همه لبریز ز سرسبزی یک فصل کنم؟؟! من...
22 شهريور 1392

واکسن 4 ماهگی

چهارشنبه 20 شهریور 92 نوبت واکسن 4 ماهگی گل پسرم بود... اهورا جونی قبل از واکسن :         اهورا جونی بعد از واکسن:           بالاخره خوابید!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!   پی نوشت : وقتی واکسن و براش زدن چند ثانیه شدید گریه کرد و بعدم ساکت شد!!! هر 4 ساعت بهش قطره استامینوفن می دادیم،ولی کل روز و بی تاب بود... شب هم خیلی گریه کرد ...
21 شهريور 1392

دوست جونی اهورا

     ♥♥اهورا با دوستش امیر حسین جون ، 1 سال هم با هم تفاوت سن دارن...♥♥ تو این عکس ها اهورا جونی من 112 روزشه!!!!!!! خونه ی عمه ی  بابا  مهمون بودیم و این دو تا وروجک بغل مادر جون اهورا نشسته بودن.... اهورا مامان...؛بی زحمت... ی ه کم به حالت چهره ات تو عکسا توجه کن!!!!!!!!!!!!!!!!     ...
12 شهريور 1392

گاهی...

گاهی گمان نمی کنی و می شود!!!!!!!!! گاهی نمی شود ،که نمی شود،که نمی شود!!!! گاهی هزار دوره دعا بی اجابت است... گاهی نگفته قرعه به نام تو می شود!!!! گاهی گدای گدایی و بخت با تو نیست!!!!! گاهی تمام شهر گدای تو می شود...   ...
11 شهريور 1392