باز هم دلتنگی برای اهورا!!!!!!!!!!!
پسر نازنینم.. . هنوز 1 ماه نشده که از همدان برگشتیم...باز هم باباجون و مامان جون دلتنگت شدن!!!!!!!!!!اونقدر دلتنگ که برای بار چندم این مسافت 800 و چند کیلومتری رو به خاطر تو طی کردن و اومدن به دیدنت... اینم هدیه های این دفعه: اون قلک و می بینی پسرم؟؟؟؟ کم کم خودت بزرگ می شی و با پر کردن همین قلک معنی پس انداز و سرمایه گذاری رو یاد می گیری!!! فقط دلم می خواد آدمای محتاج و هیچ وقت فراموش نکنی عزیزم...و به هر بهانه ای روی لب هاشون لبخند بیاری!!! اهورا جونم... جمعه همه با هم رفتیم شبستر...شهر قشنگی بود! اول تو یه پارک نهار خوردیم و بعدم شهرو گشتیم... ...
نویسنده :
نرگس
15:51










