مهمانِ مامان
عزیزکم اهورا،
مامان نسرین و خاله راضیاینا برای تعطیلات محرم چند روزی اومدن خونهمون و در کنارشون واقعا بهمون خوش گذشت😍برای ما که اینجا تنها و غریب هستیم، اومدن مهمون لذت عجیبی داره؛ انگار که تشنه باشی و یه لیوان آب خنک بهت داده باشن...
چند وقت پیش مامان نسرین برای تو و ترنم و مانی عروسکهای خیلی خوشگلی بافته بود که یه ببر و یه خرگوش مال تو بود و برای داشتنشون خیلی ذوق کردی...


یه روز رفتیم ارومیه ... دریاچه داره به کلی خشک میشه و هیچکسی هم به فکر احیاش نیست...





یه شب هم رفتیم گردشگاه عینالی تبریز...هوا سرد بود، مثل هوای پاییز... ولی واقعا تو مرداد این هوا خیلی میچسبه!! سوار قایق هم شدیم و کلی خندیدیم!












اوقات خوش آن بود که با دوست به سر رفت
باقی همه بیحاصلی و بی خبری بود...
مطالبی دیگر از این نی نی وبلاگی



مهمانِ مامان 
