اهورااهورا، تا این لحظه: 13 سال و 5 ماه و 13 روز سن داره

اهورا کــوچـولوی مــن

دوستت دارم اهورا،نه قابل مقایسه است ،نه قابل شمارش ... بی انتهاست!! تاوقتی هستم ، تا وقتی هستی ، هست به امتداد زندگی...

چقدر خوب است که او را دارم... !

یک نفر هست که همیشه هوایِ بیقراری ام را دارد ، یک نفر هست که هیچوقت برایِ من ، سرش شلوغ نیست ، که دردهایم را ندیده ، می بیند ، که حرف هایم را نگفته ، می فهمد ، و برایِ اشک هایم ، تمامِ دنیا را به هم می ریزد ... که مردانه پایِ رفاقتمان ایستاده ، که پناهِ بی پناهی و امیدِ لحظه هایی ست که دلم از زمین و زمانه می گیرد . کسی که لازم نیست برای داشتنش ، از خودم بودنم دست بردارم ! در این روزگارِ بلاتکلیف ؛ چقدر خوب است که تنها نیستم ، چقدر خوب است که او را دارم... !   ...
16 آبان 1399

تو که می‌خندی ؛

تو که می‌خندی ؛ هر جای سال باشد، دوباره شکوفه‌ها شروع می شود، خیابان، بوی کوچه باغ می گیرد... و خورشید، در بهترین قسمت آسمان می ایستد! تا هوا، هوای تو شود... ...
16 آبان 1399

پاییز...

اهورا جان ، ببین درختا چطوری خودشون رو از وابستگی به برگ هاشون رها میکنن... پاییز یعنی : خودت رو از بندِ چیزای قدیمی رها کنی تا جا برای چیزای جدیدتر باز بشه...! ...
15 آبان 1399

آموزشگاه جدید موسیقی...

اهورای جانم ؛ همانطور که قبلا برات گفته بودم ، کلاس موسیقی به خاطر ویروس کرونا ماه ها تعطیل شد و بعد از بازگشایی ، آموزش گیتار اون جوری که دلمون می خواست پیش نرفت و فقط در جا میزدی... بعد از گذشت چندین جلسه ، با استادتون در این رابطه صحبت کردم و ایشون معتقد بودن که باید بزرگتر بشی بعد ادامه بدی ، ولی من دلم نمی خواست بیشتر از این در روند یادگیری شما وقفه ایجاد بشه و شما رو تو آموزشگاه دیگه ای ثبت نام کردیم... استاد جدید آقای غفارلو هستن و با جدیت گفتن که بهترین سن شروع یادگیری موسیقی همین سنه و اهورا میتونه موفق باشه... تو هم تلاش کن پسرم... آرزوی من موفقیت تو در زمینه ی موسیقیه ! موفق باشی فرزند باهوش و هنرمندم 😘 ...
1 آبان 1399

کنسرت اهورا ...

پسر قشنگم ؛ دیدم مدتیه رفتی تو اتاقت و خبری ازت نیست !🤔 اومدم بهت سر بزنم با این صحنه روبرو شدم :🙄 برای عروسک هات و بُ بُ کنسرت برگزار میکردی !!!😎 ...
30 مهر 1399

عضو جدید خونه مون...

عزیزتر از جونم ، خاله عارفه اینا دو تا عروس هلندی تو خونه شون دارن که به تازگی بابا و مامان شدن ... چهار تا جوجه خوشگل !!! دو تا خاکستری ، دو تا سفید ! تو که همیشه عاشق داشتن حیوون خونگی بودی و هستی ، سریع از خاله خواستی یکی از جوجه ها رو بدن به تو ... خاله هم دست شون درد نکنه ، قبول کردن و وقتی جوجه ها تقریبا دو ماهه شدن ، یکی رو داد به شما ... کلی برای انتخاب اسمش تو اینترنت سرچ کردی ، هر اسمی و که خوشت میومد چند بار تکرار میکردی تا اینکه بالاخره تصمیم تو گرفتی و اسمش و بُ بُ گذاشتی ... بُ بُ کوچولو خوش اومدی به خونه مون😍 اینجا بُ بُ تقریبا 16 روزه ست ( روز تولدش 5 مرداد 99 ) این...
28 مهر 1399

روزت مبارک کودکم...

چو خندان به سوی من آیی به مهر بهاری پر از ارغوان با من است کنار تو هر لحظه گویم به خویش که خوشبختی بی‌کران با من است روانم بیاساید از هر غمی چو بینم که مهرت روان با من است روزت مبارک کودک مهربانم ، اهورای قشنگم. ...
16 مهر 1399