اهورااهورا، تا این لحظه: 13 سال و 5 ماه و 7 روز سن داره

اهورا کــوچـولوی مــن

دوستت دارم اهورا،نه قابل مقایسه است ،نه قابل شمارش ... بی انتهاست!! تاوقتی هستم ، تا وقتی هستی ، هست به امتداد زندگی...

بودنت به عمرم ارزش داد...

یکی یکدونه‌ی من؛ اهورا... می‌خوام بهت بگم من این‌قدر تورو دوست دارم که حاضرم تو همیشه خوشحال‌تر از من باشی... من این‌قدر تورو دوست دارم که می‌خوام همیشه همه چیزای خوب مال تو باشه... من این‌قدر تورو دوست دارم که دلم می‌خواد همیشه تو بیشتر از من بخندی... من این‌قدر تورو دوست دارم که می‌خوام حتی اگه من ناراحت باشم تو به جاش خوشحال باشی... من اینقدر تورو دوست دارم که آرزو میکنم همیشه واسه تو همه چی راحت باشه حتی اگه من سختی ب...
10 خرداد 1401

پدربزرگ عزیزم خداحافظ...

نبودن‌هایى هست که هیچ بودنى جبرانشان نمی‌کند و آدم‌هایی هستند که هرگز تکرار نمی‌شوند... آقاجان از این آدم‌ها بود... خاطرات شیرینی که از او در قلب ما مانده، اندوه رفتنش را آرام آرام کم می‌کند و ما می‌مانیم با انبوهی از خاطرات قشنگ از او، از آخرهفته‌های دورهم در کنار سخاوت آقاجان و مهربانی‌هایش، از خوبی‌هایش، از آوازهایی که برایمان می‌خواند، از حیاط پر از صفا و گلدان‌های زیبایش، از هزاران هزار خاطره قشنگ دیگر... آقاجان عزیزم، رفتی و کاممان تلخ شد در این روزهای تلخ‌تر از تلخ..🖤 ...
31 ارديبهشت 1401

اردوی حیاطی!!!!

گل قشنگم اهورا... بزرگ‌تر شدید ولی باز هم اردوی شما تو حیاط مدرسه برگزار شد. با اینکه خیلی غر زدی که چرا یه اردوی خوب نمی‌برنتون، ولی حسابی بهتون خوش گذشته بود خدا رو شکر. البته من و بابا برای مراسم ختم آقاجان رفتیم تویسرکان و زحمت آماده کردن وسایل افتاد گردن مادرجون... ضمن اینکه روز اردو امتحان علوم هم داشتی و کلی سفارش کرده بودم که مادرجون همه سوالا رو ازت بپرسه و زنگ زدی و گفتی مامان من جواب هر کدوم و که میگم مادرجون میگن کامل‌تر بگو ولی همین جوابا رو که خودت قبول می‌کردی از من ... و خلاصه که حسابی شاکی شده بودی🤣 چند تا عکس هم معلم‌تون زحمت کشیدن فرستادن و چقدر دلتنگت شدم اون لحظ...
30 ارديبهشت 1401

تولدت مبارک معنای آرزوهای مادر...

مثل تو دلبر ندیدم هیچ جای عالم  وقتی نگاهت میکنم قشنگه حالم اهورا تو معنای همه آرزو هامی خودت نمیدونی ولی نور چشامی تو باشی احساس قشنگی توی خونست  اهورا واسه مامان و بابا یکی یه دونست وقتی صدام میزنی قلبم بی قراره  یکی تو رو عاشقونه دوست داره مثل گل بهاری ، تولدت مبارک  شکوفه ی اناری تولدت مبارک به تو ماته نگاهم ، تولدت مبارک اهورا پسر ماهم، تولدت مبارک  تولدت مبارک ...
20 ارديبهشت 1401

رفاقت پانزده ساله!...❤️

امیر ِ من انگار قبل از آمدنت،تو را دوست داشتم! انگار تو را در جایی و در جهانی دیگر دیده بودم... انگار همه آن چیزهایی که دوست داشتم را می‌دانستی و همه آنها را در تو می دیدم... انگار تمام رویاهایم تکه تکه به هم چسبیده بود و آرزویی را که در دلم داشتم با حضور تو برآورده شد! همه چیز قبل از آمدنت شروع شده بود دوست داشتنت بهانه بود! من از قبل عاشقت بودم... پانزده سال گذشت و هر سال بیشتر از سال گذشته دوستت دارم ...سالگرد ازدواج‌مان مبارک رفیقِ من  ❣️ ...
14 ارديبهشت 1401

روز معلم امسال...

گل پسرم ، اهورا... امسال هم با تمام پستی‌ها و بلندی‌ها گذشت...واقعا سال تحصیلی عجیبی بود! معلم‌تون، خانم جنگی اولین سال تدریس‌شون بود و شما هم یه کلاس واقعا شلوغ !!!! خیلی اذیت شدن، از صمیم قلبم از ایشون ممنونم و قدردان زحمات‌شون هستم...🌼 ...
12 ارديبهشت 1401

تعمیر ِخونه

اهورا جون مامان... خیلی وقته که تصمیم داریم از آذرشهر نقل‌مکان کنیم و بریم تبریز ؛ ولی متاسفانه شرایط محیا نمیشه برای رفتن... ما هم که دیدم فعلا هستیم و معلوم نیست کی بتونیم خونه رو بفروشیم، برای عوض شدن روحیه‌مون تصمیم گرفتیم ظاهر خونه رو یه کم تغییر بدیم... تعمیرات مون تقریبا یک ماه و بیشتر طول کشید و این مدت و خونه ی پدرجون اینا موندیم ... این هم تجربه‌ای بود تو زندگی‌مون که دوست ندارم دیگه تکرار بشه... به محض رسیدن به خونه مادرجون‌اینا دو تا جوجه خریدی و قشنگ هم بزرگ‌شون کردی... ماه رمضون هم بود و کلی مهمونی رفتیم ... اینم تولد م...
2 ارديبهشت 1401