اهورا کــوچـولوی مــن

شهریورت بخیر...

شهریور عاشق انار بود... اما هیچ وقت حرف دلش را به انار نزد... آخر انار شاهزاده باغ بود...!!! تاج انار کجا و شهریور کجا؟! انار اما فهمیده بود... می خواست بگوید او هم عاشق شهریور است... اما هر بار تا ، می رسید ؛ فرصت شهریور تمام می شد... نه شهریور به انار می رسید و نه انار می توانست شهریور را ببیند... دانه های دلش خون شد و ترک برداشت... سال هاست انار سرخ است... سرخ از داغی و تندی عشق... و قرن هاست شه...
9 شهريور 1395

سفر دو روزه به سرعین و آستارا...

نخیر...جاده دست از سر ما برنمی داره!!!! بازم سفر... من که میل زیادی به اومدن نداشتم ولی به خاطر بابا و تو راضی شدم که با مامان عالی اینا و دایی یوسف و خاله و دایی ناصر دو روز بریم سرعین و آستارا... نمی تونم بگم چقدر بهت خوش گذشت ...با یه سطل و چند تا قالب و قاشق چنگال فقط لب آب ماسه بازی کردی و اصلا هم خسته نشدی...           خوردن تمشک و آلوچه جنگلی...چه عجب!!!! چون تو اصلا ترشیجات و دوست نداری!!!             ...
15 مرداد 1395

اینجا همه چی درهمه...

گل پسرم ، اهورا! تقریبا طی سه هفته چند تا سفر داشتیم خدا رو شکر همه خیر بودن و خیلی هم خوش گذشت ولی خستگی سفر چنان تو تنم مونده که احساس می کنم به چند ر وز متوالی استراحت مطلق نیاز دارم... اول رفتن به تهران و چیدن جهیزیه خاله راضی...     بعد رفتن به تویسرکان و آماده شدن برای عروسی...     رفتن به اراک و برگزاری عروسی خاله اینا...     و هفته بعدی اومدن خاله های دوقلو و مامان جون اینا و مراسم پاگشا و گردش و....       و دست آخر رفتن ما به تهران برای خریدای بابا......
12 مرداد 1395

روز عاشقانه

امروز 95/5/5  یا ...     یک روز پر از عشقه... پسر مهربونم... برات آرزو می کنم به یمن این تکرار دلنشین هر چه صفای دل... سلامت تن... لبخند... عشق پاک و اجابت دعاست از آن تو یکتا فرزندم باشد....   ...
5 مرداد 1395

همه تو...

ای در دل من، میل و تمنا همه تو !!!!       وَندر سر من ، مایه ی سودا همه تو !!       هر چند به روزگار درمی نگرم ، میبینم...       امروز همه تویی !!!! و فردا همه تو... ...
25 تير 1395

عید فطر ومثل همیشه سفر به دیار مامان!!

پایان ماه رمضان و دعایی از ته دل برای اهورای نازنینم... الهی قامتش را خم نگردان... دو چشمش را پر از شبنم نگردان... نصیبش ، خنده ای بر لب بگردان... دلش را جای درد و غم نگردان... خدایا فال او را خوش بگردان... از عمر نازنینش کم مگردان... خدایا از بلا دورش بگردان!!! مریض و در پی مرهم نگردان... خدایا ، خالقا ، شادش بگردان... گرفتارش در این عالم نگردان... الهی آمین                   &nb...
17 تير 1395

سرگرمی های این روزهای پسرک...

به جرات می تونم بگم که اوج شلوغی هاتو داریم نظاره می کنیم پسرم... بالا و پایین پریدنای بی حد و اندازه ات، داد و بیداد ها و ریخت و پاش ها ...و بدتر از همه لجبازی هات که گاهی ما رو تا حد جنون می رسونه و گاهی هم باعث قهقهه های از ته دل میشه. دوستت دارم پسرم و از اینکه سالمی و این روزهای قشنگ و پر از انرژی روبه ما هدیه می کنی از خدا و تو ممنونم... شیرین زبونی های این روزهات قابل وصف نیست ،جمله های زیبا و پر از معنی ، کلمه های قشنگ...کدوم و بنویسم پسرم؟!!!شعرهای قشنگی که برامون می خونی مثل حسنی و الاغ کدخدا ، باب اسفنجی و ... کاش این روزها به این سرعت نگذرن و نرن...دلم خیلی تنگ میشه، برای این روزهای قشنگ ، ب...
13 تير 1395

یک روز خوش بو!!!!!

اهورا کوچولوی من... چشم من با دیدن روی تو روشن می شود... ای همیشه باعث لبخند من ، روزت بخیر.... عزیزکم امروز یه روز قشنگ بود و تا می تونستیم تو هوای عالی و خوش بوی طبیعت قدم زدیم و گل های محمدی رو از ته دل بو کردیم و به خاطر زیبایی های بی حد و اندازه اطراف مون بیش از پیش شاکر خداوند شدیم...               ...
11 تير 1395

دلنوشته ای برای تکه ای از خودم...

اهورا...     شايد خدا تو را به خاطرِ اين به من داد ، كه هم وزن معصوميتت دوستت داشته باشم... شايد بايد باهم، بعدهاي بعد از اين، بخنديم و برقصيم !! رهاي رها...     شايد به خاطر ِ اين تو يك تكه از من شدي كه خدا به من اجازه داد تكه هاي احساسم را در تو تكثير كنم.     جانكم ، دلتنگي هايم را ببوس تا تمام ِ گريبانم بوي تو را بگيرد. تا نقش لبهاي كودكانه ات با طعم ِ مبهم ِ دنياي يك نفره ات روي پوستم بم...
7 تير 1395

ماه رمضان آمد...

ماه مبارک آمد... ای دوستان بشـــــــــــــــارت!!!! کز سوی دوســـــــــــــــــــــــــــــــت ما را هر دم رسد اشارت!!!! آمد نوید رحمت.... ای دل ز خواب برخیــــــــــز!! باشد که باقی عمر ، جبران شود خسارت....   نماز خواندن اهورا در ماه مبارک رمضان:         ...
4 تير 1395