اهورا کــوچـولوی مــن

اهورا کــوچـولوی مــن

روزهای زندگی پسرم اهـــورا

وان یکاد

تو وصل بودی به بهشت و من وصل شدم به تو...

بهشت کشیده شد به زیر پاهایم...

نوشته شده در چهارشنبه 19 خرداد 1395ساعت 18:50 توسط نرگس

گر نباشید نه پدری هست که محکم و استوار باشد مثل کوه...

و نه مادری که بهشت زیر پاهایش باشد...

جهان بدون معصومیت و کودکانه هایتان جای دلگیر و بی رحمی ست!!!

 خدا را شکر که هستید تا روزی جهان به نامتان باشد.

روزت مبارک کودکم...

 

روزت مبارک

 

روزت مبارک

 

 

نوشته شده در 16 مهر 1396ساعت 16:44 توسط نرگس |

عزیزکم...

می گویند شهریور دارد تمام می شود...

و مهر در راه است!!

چه خوش خیالند!!

مهر برای ما مدت هاست که آغاز شده .

مهر تو که دوستت داریم؛

و مهر ما که دوست مان داری...

مهر به ماه نیست اهورایم...

به دل است!!!

 

مهر به دل است.

 

نوشته شده در جمعه 31 شهريور 1396ساعت 18:31 توسط نرگس |

تو را دلم سروده است
برای لحظه های من
تمام زندگانیم
شکوه روزگار من
تو برترین قصیده ای
دلم تو را سروده است
تو عشق را بهانه ای
امید من
قرار من...

 

برترین قصیده

 

برترین قصیده

 

برترین قصیده

 

برترین قصیده

 

برترین قصیده

نوشته شده در پنجشنبه 30 شهريور 1396ساعت 17:55 توسط نرگس |

نازنین پسرم ،

یکی دو روزی بود که بی حال بودی و مثل هر روز با سر و صدا و شلوغی هایت خانه را به وجد نمی آوردی !! ادامه بی حالی ها ناچارمان کرد به مراجعه به پزشک و وصل سرم به دست های کوچک و دوست داشتنی ات...این اولین بار بود که سرم می زدی و چقدر گریه کردی و چقدر گریه کردم!!! دیگر مریض نشو پسرم...کاش هیچ بچه ای در هیچ کجای دنیا درد نداشته باشد ، کاش دل هیچ مادری مثل دل امروز من لرزان و پریشان نباشد!!

 

پسرم مریض نشو

 

پسرم مریض نشو

 

نوشته شده در چهارشنبه 29 شهريور 1396ساعت 17:55 توسط نرگس |

معجزه ی الهی 4 سال و 4 ماهه ی من...

تو را به نگهبانی باغ دلم گماشته ام
بپذیر پسرم
بپذیر نفسم
وگرنه باغ پاییزی دلم در تکرار ثانیه ها  جان خواهد داد...

 

تهران

 

تهران

 

تهران

 

تهران

 

تهران

 

تهران

 

تهران

 

تهران

 

نوشته شده در پنجشنبه 23 شهريور 1396ساعت 17:21 توسط نرگس |

عزیزکم، اهورا...

شهریور امسال صمیمی ترین دوست مامان ، خاله شیرین برای اولین بار همراه با دخترش که با تو همسن و ساله اومد خونه مون و چند روزی با هم بودیم...چقدر از خاطرات خوب گذشته گفتیم و چقدر دلتنگ روزهای مدرسه شدیم.ما خوشحال بودیم که تو و مهدیه چند روزی از تنهایی در می آیید و کلی بازی می کنید...ولی زهی خیال باطل ...!!! با اینکه 8 روز پیش ما بودن اصلا به هم عادت نکردین و آب تون تو یه جو نرفت که نرفت.!!

با شیرین بودن ، خاطرات بچگی  رو برام زنده کرد...خوش به حال اون روزا!!!کاش زندگی هم دنده عقب داشت.چند سالی به عقب برمیگشتیم و روزهای قشنگ گذشته رو دوباره و سه باره زندگی می کردیم...

قدر روزهات و بدون مادر...قدر بچگی...قدر بازی های بی دغدغه و فریاد و شادی...زندگی خیلی زودتر از چیزی که فکرش و می کنی تموم میشه. برای بزرگ شدن و وارد دنیا شدن عجله نکن پسرکم...

 

دیدار با دوست قدیمی

 

دیدار با دوست قدیمی

 

دیدار با دوست قدیمی

 

دیدار با دوست قدیمی

 

دیدار با دوست قدیمی

 

دیدار با دوست قدیمی

 

دیدار با دوست قدیمی

 

دیدار با دوست قدیمی

 

دیدار با دوست قدیمی

 

دیدار با دوست قدیمی

 

دیدار با دوست قدیمی

 

دیدار با دوست قدیمی

 

دیدار با دوست قدیمی

 

دیدار با دوست قدیمی

 

دیدار با دوست قدیمی

 

دیدار با دوست قدیمی

 

دیدار با دوست قدیمی

 

دیدار با دوست قدیمی

 

دیدار با دوست قدیمی

 

نوشته شده در شنبه 11 شهريور 1396ساعت 17:01 توسط نرگس |

امروزت سبز

گل من اهورا...

امروزت سبز...

هر روزت سبز...

نوشته شده در دوشنبه 6 شهريور 1396ساعت 0:25 توسط نرگس |

پسرم روشنی نور دو چشمان منی

 بهترین هدیه ای از جانب یزدان منی

پسرم تاج سرم ای که تویی مونس تنهایی من

 روح من، جان من و شادی دوران منی

پسرم لحظه میلاد تو هرگز نرود از یادم

غنچه نو رس من ، باغ و گلستان منی

 

باغ و گلستان منی

 

باغ و گلستان منی

 

باغ و گلستان منی

 

باغ و گلستان منی

 

باغ و گلستان منی

 

باغ و گلستان منی

 

 

 

 

نوشته شده در 29 مرداد 1396ساعت 0:11 توسط نرگس |

تو باید باشی ...

تا صبح ، به خیر شود!!!

آفتاب در آسمان همه هست...

و روشنایی در روز...

تو باید باشی...

تا دلم گرم شود...

و چشمانم روشن !!!

روزهایت نیکو  پسرک مه رویم...

 

تو باید باشی...

 

تو باید باشی...

 

تو باید باشی...

 

تو باید باشی...

 

تو باید باشی...

 

تو باید باشی...

 

تو باید باشی...

 

تو باید باشی...

 

تو باید باشی...

 

روزی که به دنیا آمدی ، سر و دل به تو دادم...

و اکنون تمام آن چیزی که درباره ی تو در سرم هست ،

ده ها کتاب می شود!!!

اما؛

تمام چیزی که در دل دارم، تنها دو کلمه است...

«دوستت دارم»

نوشته شده در جمعه 20 مرداد 1396ساعت 22:59 توسط نرگس |

 

کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان

 

کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان

 

کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان

 

کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان

 

کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان

 

کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان

 

کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان

 

کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان

 

کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان

 

کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان

 

کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان

 

کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان

 

کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان

 

 

نوشته شده در پنجشنبه 19 مرداد 1396ساعت 22:46 توسط نرگس |
صفحه قبل 1 2 3 4 5 6 7 ... 32 صفحه بعد