اهورا کــوچـولوی مــن

اهورا کــوچـولوی مــن

روزهای زندگی پسرم اهـــورا

وان یکاد

تو وصل بودی به بهشت و من وصل شدم به تو...

بهشت کشیده شد به زیر پاهایم...

نوشته شده در چهارشنبه 19 خرداد 1395ساعت 18:50 توسط نرگس

نازنینم...اهورا ؛

روشن ترین سیاره دنیا شاید ناهید باشد ،

اما من شک ندارم ...

روشن ترین سیاره دنیا چشم های توست ،

که دنیای من از آن نور می گیرد...

 

3.5 سالگی ات مبارک

 

بلندترین قله ی دنیا شاید اورست باشد ؛

اما...

بلندترین قله ی دنیا مهربانی ِ توست ...

که من ،

برای رسیدن به آن ، نفس نفس ، هر لحظه بیتابم...!!!

 

3.5 سالگی ات مبارک

 

گرم ترین کویر دنیا لوت است...

ولی ؛

گرم ترین داغی ِ عاشقانه ی دنیا ،

آغوش کوچک توست ...که غصه های مرا آسان ِ آسان بخار می کند...

 

3.5 سالگی ات مبارک

 

وسیع ترین اقیانوس دنیا ، اقیانوس آرام است ...

اما ،

وسیع ترین اقیانوس دنیا

دست های توست که وقتی مرا بغل می کنند ،

دلم را به آرام ترین حس ِ دنیا دعوت می کنند ...!!!

 

3.5 سالگی ات مبارک

 

و

و...

قدیمی ترین تمدن دنیا در آسیاست...

ولی ،

قدیمی ترین تمدن دنیا ،

شیوه ی عاشقانگی من است برای تو ، فرزندم ...

که آریایی ترین محبت مادرانه ام را

نذر قلب مردانه کوچکت کرده ام...

 

3/5 سالگی ات مبارک پسرک عزیزتر از جانم...

 

3.5 سالگی ات مبارک

نوشته شده در پنجشنبه 20 آبان 1395ساعت 16:10 توسط نرگس |

محرم 95...

تویسرکان...

 بدون شرح...

 

محرم 95

 

محرم 95

 

محرم 95

 

محرم 95

 

محرم 95

 

محرم 95

نوشته شده در چهارشنبه 28 مهر 1395ساعت 17:17 توسط نرگس |

فقط چند روز مانده تا بی مهری فرزندم...

اما تو

« مهر » را بر سر « آبان » بگذار ؛

« مهربان » می گردد!!

من تو را با همه ی مهر به آبان دادم...

 

پاییزت پر مهر

 

پاییزت پر مهر

 

پاییزت پر مهر

 

پاییزت پر مهر

نوشته شده در 25 مهر 1395ساعت 16:58 توسط نرگس |

همه ی هستی من ...اهورا ؛

من هر روز

با شعرهایم که تمام احساس ِ من است ،

نوازشت می کنم...

لمست می کنم ،

می بوسمت ،

موهای نرمت را شانه می کنم ،

صورتت را می شویم

و به تو شعر می دهم ، تا گرسنه ی احساس نباشی...

تا روزی که بزرگ شدی ،

احساست دم دستت باشد...

قایمش نکنی ، عزیزک ِ من!!!

و ما هر روز عاشق تر از روز قبل می شویم...

به همین راحتی.

تو وادارم می کنی شعرهایم را برایت شب ها قصه بگویم تا بخوابی !!

تو وادارم می کنی تا دوباره به لهجه ی کودکی هایم با تو صحبت کنم...

و روی حیاطی که هنوز کف ِ آن خاکیست و آب پاشی شده ،

با تو پا برهنه بدوم تا کف ِ پاهایم گلی شود!!

تو وادارم می کنی با خودم شرط ببندم تمام کوچه های بن بست دنیا را نادیده بگیرم...

و ... وادارم می کنی خنده هایم را از چمدان زیر تخت بیرون بیاورم ؛

و ... دوباره تمام غصه هایم را تا کنم بگذارم توی چمدان ، زیر تخت...

و دوباره شعر بگویم...

من حتم دارم

خدا تو را مثل پروانه ها پاک آفریده است...

 

دوستت دارم نهال ِ کوچک ِ شاعرانگی ِ مادر...اهورا!

 

اهورا و اسب

 

اهورا و اسب

 

اهورا و اسب

 

اهورا و اسب

 

اهورا و اسب

 

اهورا و اسب

 

اهورا و اسب

 

اهورا و اسب

نوشته شده در پنجشنبه 1 مهر 1395ساعت 16:5 توسط نرگس |

شهریور عاشق انار بود...

اما هیچ وقت حرف دلش را به انار نزد...

آخر انار شاهزاده باغ بود...!!!

تاج انار کجا و شهریور کجا؟!

انار اما فهمیده بود...

می خواست بگوید او هم عاشق شهریور است...

اما هر بار تا ، می رسید ؛ فرصت شهریور تمام می شد...

نه شهریور به انار می رسید

و نه انار می توانست شهریور را ببیند...

دانه های دلش خون شد و ترک برداشت...

سال هاست انار سرخ است...

سرخ از داغی و تندی عشق...

و قرن هاست شهریور بوی پاییز می دهد...

شهریورت بخیر پسرم...

 

شهریورت بخیر

 

شهریورت بخیر

 

نوشته شده در سه شنبه 9 شهريور 1395ساعت 21:18 توسط نرگس |

نخیر...جاده دست از سر ما برنمی داره!!!! بازم سفر...

من که میل زیادی به اومدن نداشتم ولی به خاطر بابا و تو راضی شدم که با مامان عالی اینا و دایی یوسف و خاله و دایی ناصر دو روز بریم سرعین و آستارا...

نمی تونم بگم چقدر بهت خوش گذشت ...با یه سطل و چند تا قالب و قاشق چنگال فقط لب آب ماسه بازی کردی و اصلا هم خسته نشدی...

 

سفر دو روزه شمال

 

سفر دو روزه شمال

 

سفر دو روزه شمال

 

سفر دو روزه شمال

 

خوردن تمشک و آلوچه جنگلی...چه عجب!!!!

چون تو اصلا ترشیجات و دوست نداری!!!

 

سفر دو روزه شمال

 

سفر دو روزه شمال

 

سفر دو روزه شمال

 

سفر دو روزه شمال

 

سفر دو روزه شمال

 

سفر دو روزه شمال

 

طلوع قشنگ خورشید تو ساحل صدف...

 

سفر دو روزه شمال

 

و شما تو اون لحظه زیبا...

 

سفر دو روزه شمال

 

سفر دو روزه شمال

 

سفر دو روزه شمال

 

سفر دو روزه شمال

 

سفر دو روزه شمال

 

سفر دو روزه شمال

 

سفر دو روزه شمال

 

نوشته شده در جمعه 15 مرداد 1395ساعت 21:08 توسط نرگس |

گل پسرم ، اهورا!

تقریبا طی سه هفته چند تا سفر داشتیمگیجخدا رو شکر همه خیر بودن و خیلی هم خوش گذشت ولی خستگی سفر چنان تو تنم مونده که احساس می کنم به چند ر وز متوالی استراحت مطلق نیاز دارم...خندونک

اول رفتن به تهران و چیدن جهیزیه خاله راضی...

 

اینجا همه چی درهمه

 

بعد رفتن به تویسرکان و آماده شدن برای عروسی...

 

اینجا همه چی درهمه

 

رفتن به اراک و برگزاری عروسی خاله اینا...

 

اینجا همه چی درهمه

 

و هفته بعدی اومدن خاله های دوقلو و مامان جون اینا و مراسم پاگشا و گردش و....

 

اینجا همه چی درهمه

 

اینجا همه چی درهمه

 

و دست آخر رفتن ما به تهران برای خریدای بابا...

 

اینجا همه چی درهمه

 

فکر نمی کنم تا مدت ها دلم سفر بخواد...دلم آرامش می خواد...استراحت و سکوت و سکون خونه مون و...چشمک

 

نوشته شده در سه شنبه 12 مرداد 1395ساعت 20:48 توسط نرگس |

امروز 95/5/5  یا ...

 

روز عاشقانه

 

یک روز پر از عشقه...

پسر مهربونم...

برات آرزو می کنم

به یمن این تکرار دلنشین

هر چه صفای دل...

سلامت تن...

لبخند...

عشق پاک و

اجابت دعاست

از آن تو یکتا فرزندم باشد....

 

روز عاشقانه

نوشته شده در سه شنبه 5 مرداد 1395ساعت 20:46 توسط نرگس |

ای در دل من،

میل و تمنا

همه تو !!!!

 

همه تو...

 

همه تو...

 

وَندر سر من ،

مایه ی سودا

همه تو !!

 

همه تو...

 

همه تو...

 

هر چند به روزگار

درمی نگرم ،

میبینم...

 

همه تو...

 

همه تو...

 

امروز

همه تویی !!!!

و

فردا

همه تو...

نوشته شده در جمعه 25 تير 1395ساعت 20:28 توسط نرگس |

پایان ماه رمضان و دعایی از ته دل برای اهورای نازنینم...

الهی قامتش را خم نگردان...

دو چشمش را پر از شبنم نگردان...

نصیبش ، خنده ای بر لب بگردان...

دلش را جای درد و غم نگردان...

خدایا فال او را خوش بگردان...

از عمر نازنینش کم مگردان...

خدایا از بلا دورش بگردان!!!

مریض و در پی مرهم نگردان...

خدایا ، خالقا ، شادش بگردان...

گرفتارش در این عالم نگردان...

الهی آمین

 

 

عید فطر 95

 

عید فطر 95

 

عید فطر 95

 

عید فطر 95

 

عید فطر 95

 

عید فطر 95

 

عید فطر 95

 


 

 

نوشته شده در پنجشنبه 17 تير 1395ساعت 20:13 توسط نرگس |
صفحه قبل 1 2 3 4 5 6 7 ... 28 صفحه بعد