اهورااهورا، تا این لحظه: 13 سال و 5 ماه و 6 روز سن داره

اهورا کــوچـولوی مــن

دوستت دارم اهورا،نه قابل مقایسه است ،نه قابل شمارش ... بی انتهاست!! تاوقتی هستم ، تا وقتی هستی ، هست به امتداد زندگی...

دیدن دوباره یک دوست...

1401/6/22 15:52
نویسنده : نرگس
95 بازدید
اشتراک گذاری

پسر قشنگم، اهورا...

بهمن1384 بود، من و تارا تو دانشگاه همدیگرو دیدیم و دوست شدیم... هم از لحاظ سن و هم از لحاظ جثه از من بزرگتر بود و رفتارش مثل یک مادر مهربون ...من هم که 18 ساله بودم و اولین تجربه دوری از خانواده رو حس می‌کردم چسبیدم به این دوستی و هیچ‌وقت هم پشیمون نشدم. با ازدواجِ من، بینمون یه کم فاصله افتاد ولی هم‌چنان با هم دوست بودیم. بعد از فارغ‌التحصیلی تارا برگشت به شهرشون مریوان و منم که ماندگار آذرشهر شدم. سالی یکی دوبار با هم تلفنی حرف می‌زدیم و دورادور از حال هم باخبر بودیم تا اینکه بعد از این همه سال دیشب زنگ زد و گفت با همسر و پسرش اومدن تبریز برای انجام کارهای مدرکش! دعوتش کردم و اومدن پیش‌مون و چقدر حال خوبیه دیدن دوست قدیمی و زنده شدن خاطرات قدیمی🦋

دو روز با هم بودیم و تبریز و گشتیم و چقدر به تو با ژیوان خوش گذشت...

پسندها (1)

نظرات (1)

پرواز نواپرواز نوا
15 فروردین 05 21:38
واای تبریز گردی! چه تجربه خوبی. ما هم اهل تبریزیم. خیلی وقته نگشتیم. با دیدن عکسها دلم خواست منم برم گردش..