هشتمین سالروز یکی شدنمان مبارک
امیر مهربانم... روزها از پی هم آمد و رفت و هشت بهار و تابستان و پاییز و زمستان را با هم گذراندیم . روزهای دلپذیری که هر روزش سرشار از هم بودیم ، چه حس خوبی است بودن در کنار تو و مهر بی پایانت ...تو بهترین بهانه برای زندگی من هستی. آرزومندم سایهات همیشه برسرم گسترده باشد. هشتمین سالگرد یکی شدنمان مبارک همراه همدل من : دستهایم را هشت بهار پیش از این به ضریح مقدس چشمهایت دخیل عشق بستم .در صحن مقدس نگاهت زیر باران شوق نماز شکر به جا آوردم چون حاصل عشق من و تو ، اهورایی است که مثل یک ترانه ی شاد در کوچه باغ زندگیمان رها شده است . بالای سرم را که نگاه می...
نویسنده :
نرگس
17:32










