اهورااهورا، تا این لحظه: 13 سال و 5 ماه و 11 روز سن داره

اهورا کــوچـولوی مــن

دوستت دارم اهورا،نه قابل مقایسه است ،نه قابل شمارش ... بی انتهاست!! تاوقتی هستم ، تا وقتی هستی ، هست به امتداد زندگی...

اهورا و اولین روز سال 1394...

پسر کم، اهورا... امروز اولین روز از سال جدیده...عزیز من، امیدوارم مثل اون لحظه ای که باغ ، تو ترنم ترانه غرق در شکوفه میشه ، امسالت بهاری و لحظه هات پر از شکوفه باشه... سفره هفت سین امسال مون هم مثل پارسال مزین بود به عکسای قشنگت...             امروز همراه شما برای تبریک سال نو به دیدن فامیلا و دوستامون رفتیم ، آخه قراره بازم مثل هر سال فردا بریم تویسرکان... اینم از عکس عسل مامان کنار المان های نوروزی آذرشهر:         &nbs...
1 فروردين 1394

پسرک بی همتایم بهارت مبارک.

آرامش جانم ، اهورا: از گريبان تو صبح صادق مي گشايد پر و بال تو گل سرخ مني تو گل ياسمني تو چنان شبنم پاك سحري نه، از آن پاكتري تو بهاري نه، بهاران از توست از تو مي گيرد وام هر بهار اين همه زيبايي را هوس باغ و بهارانم نيست اي بهين باغ و بهارانم تو..........   نوروزت مبارک!!!!!!!!!!!!!   ...
1 فروردين 1394

نوروز 1394 مبارک...

بهار شاخه شاخه زمستان را پشت سر گذاشت، پله پله به‌ملاقات ما آمد و كوچه كوچه روشني پراكند .   بهار آمد و قندي كه در دل اسفند آب شده بود را به طربناكي شفافي كه در ريشه گياهان جريان داشت پيوند زد، سكون و سكوت زمستاني كوچ كرد، حالا زلالي در سرشاخه‌هاي درختان قدم مي‌زند .   بهار آمد با بنفشه‌هايي كه به قول شاعران تمام وطنشان جعبه‌اي چوبي در كنار پياده‌روهايي است كه موتورسواران از آن مي‌گذرند .   بهار آمد با پرندگاني كه تا ديوار نه چندان بلند حياطمان پايين آمده و گاه پيشاپيش رهگذران دانه برمي‌چينند از كوچه‌هايي كه عابراني قديمي دارد .  ...
1 فروردين 1394

تولدت مبارک امیرم، عزیزم...

امیر عزیزم : دستانم را به سوی آسمان بلند می کنم و برايت دعا می کنم : دعا می کنم که هيچ گاه چشمهای کهربايی تو را در انحصار قطره های اشک نبينم دعا می کنم که لبانت را فقط در غنچه های لبخند ببينم دعا می کنم دستانت که وسعت آسمان و پاکی دريا و بوی بهار را دارد هميشه از حرارت عشق گرم باشد برايت دعا می کنم که گلهای وجود نازنينت هيچ گاه پژمرده نشوند ٬ برای شاپرکهای باغچهء خانه ات دعا می کنم که بالهايشان هرگز محتاج مرهم نباشند . من برای خورشيد آسمان زندگيت دعا می کنم که هيچ گاه غروب نکند     ...
29 اسفند 1393

بهار نزدیک است...کاش همه بهاری شویم!!!

در این یخبندان بی کسی ها که آدمی هر کجا پای می نهد، رودخانه یخ بسته زندگی اش، زیر پایش ترک می خورد و می شکند، کسی باید باشد تا دستش را بگیرد و او را از لغزیدن و سقوط نجات دهد! در این فصل انجماد دل ها، که همه احساسات به خواب رفته اند و عواطف انسانی یخ زده اند، گرمای محبتی باید باشد تا قندیل های قلب هایِ یخ بسته آب شود! در این زمستان سرد بی خبری ها، که همه دل ها زیر بهمن هولناک غفلت از یکدیگر، نفس های آخر را می کشند، خورشیدی باید باشد تا بر آسمان مه آلود قلب های ابری بتابد و آدم برفی های تنها مانده در حیاط خالی زندگی را آب نماید! از آن زمان که پرستوهای محبت، از سرزمین دل انسان ها پر کشیدند و به راه های دور ک...
26 اسفند 1393

1،2،3....29 و تمام!!!!!

پسرکم ، اهورا ... اسفند که می‌شود روزها شتاب می‌گیرند. همه چیز با دور تند شروع می‌کند به چرخیدن. فاصله بین صبح و شب کمتر و کمتر می‌شود. اسفند یک ماه گمشده است. آنقدر تحت تاثیر فروردین است که انگار خودش نیست. همه فکرها همه حرفها همه نقشه‌ها می‌ماند برای بعد از عید. اسفند وقت تصمیمهای بزرگ نیست. اسفند وقت خواب دیدن نیست. اسفند وقت توی ترافیک ماندن و چمدان بستن است. اسفند وقت آن است که فکر کنی به سالی که رفت، یک آه بلند بکشی و یک سررسید تازه را شروع کنی. اسفند وجود ندارد. ماهی است که قبل از فروردین می‌آید و با فروردین می‌رود. اسفند بوی بهار می‌دهد. بوی تمیزی. بوی کشوهای مرتب. بوی زنانی که می...
23 اسفند 1393